پیشبرد توسعه‌ی امور زنان، مسئولیت مشترک جامعه‌ی بین‌المللی

  در زمینه‌ای که موج جهانی‌شدن، تغییرات بزرگ بی‌سابقه در صد سال اخیر و تحول عمیق اجتماعی به هم تنیده شده‌اند، امور زنان نه تنها نیاز عدالت است، بلکه به رونق و توسعه‌ی پایدار جهان نیز مربوط می‌شود. این امور به نقطه‌ی تلاقی جمعیت، اقتصاد، فناوری و صلح تبدیل شده و همچنین محور کلیدی برای اینکه انسان‌ها بتوانند آینده‌ای عادلانه، مقاوم و با کرامت داشته باشند، محسوب می‌شود. پیشبرد توسعه‌ی امور زنان به معنی ارتقای خودبازسازی جامعه‌ی بشری است.

نویسنده: شیائو وی

     در تاریخ 13 اکتبر 2025، آقای شی جین پینگ در مراسم افتتاحیه‌ی اجلاس جهانی زنان، سخنرانی اصلی خود را ایراد و چهار پیشنهاد ارائه کرد: با هم محیطی مناسب برای پیشرفت زنان بسازیم، با هم نیروی محرکه‌ی قوی برای توسعه‌ی با کیفیت بالای امور زنان پرورش دهیم، با هم ساختار مدیریتی برای حمایت از حقوق زنان ایجاد کنیم و با هم فصل نوینی در ترویج همکاری جهانی زنان رقم بزنیم. «بیانیه‌ی رئیس شی جین پینگ در اجلاس جهانی زنان» تصریح کرده‌است: "در شرایط تغییرات شتابان قرن، جهان وارد دوره‌ای نوین از ناپایداری و تحولات شده و بشریت در یک چهارراه جدید قرار گرفته‌است. یکجانبه‌گرایی و حمایت‌گرایی در حال افزایش هستند و به چندجانبه‌گرایی و نظم بین‌المللی آسیب جدی وارد می‌کنند. فاصله‌ی جنسیتی و شکاف فناوری همچنان عظیم است، فقر، گرسنگی و خشونت مزمن همچنان ادامه دارد، و بحران‌های اقلیمی، درگیری‌های مسلحانه و بحران‌های انسانی به هم پیچیده‌اند؛ عرصه‌ی فعالیت‌های زنان در جهان، با خطر از دست دادن دستاوردها و بازگشت به عقب مواجه است". در مواجهه با این تحولات و چالش‌ها، رئیس‌ جمهور شی جین پینگ تأکید کرده‌است: "زنان خالقان، پیشقراولان و میراث‌داران مهم تمدن انسانی هستند و پیشبرد امور زنان، مسئولیتی مشترک برای جامعه‌ی بین‌المللی است".

     یک. چرا در عصر جهانی‌شدن، باید به توسعه‌ی امور زنان پرداخت؟

     در زمینه‌ای که موج جهانی‌شدن، تغییرات بزرگ بی‌سابقه در صد سال اخیر و تحول عمیق اجتماعی به هم تنیده شده‌اند، امور زنان نه تنها نیاز عدالت است، بلکه به رونق و توسعه‌ی پایدار جهان نیز مربوط می‌شود. این امور به نقطه‌ی تلاقی جمعیت، اقتصاد، فناوری و صلح تبدیل شده و همچنین محور کلیدی برای اینکه انسان‌ها بتوانند آینده‌ای عادلانه، مقاوم و با کرامت داشته باشند، محسوب می‌شود. پیشبرد توسعه‌ی امور زنان به معنی ارتقای خودبازسازی جامعه‌ی بشری است.

     علت اهمیت ویژهٔ امور زنان در زمان حاضر، نه تنها به این دلیل است که برابری جنسیتی هنوز به‌طور کامل محقق نشده و امور زنان در سطح جهانی با خطر از دست رفتن دستاوردها و بازگشت به عقب روبه‌روست، بلکه به این دلیل است که جهان اکنون وارد دورهٔ جدیدی از بی ‌ثباتی و تغییرات شده و امور زنان به اهرم کلیدی برای مقابله با بسیاری از ریسک‌ها و بحران‌های جامعهٔ بین‌المللی معاصر تبدیل شده‌است. این اهمیت در چهار جنبهٔ مشخص متجلی می‌شود:

     اول، توسعه‌ی زنان پیش‌شرط "جامعه‌ی پایدار" است. در زمینه‌ی واقعی پیری جمعیت، کاهش میزان تولد و تنوع ساختار خانواده‌ها، حق حیات، حق آموزش، حق اشتغال و حق باروری زنان، مستقیماً بر ثبات سیستم بازتولید اجتماعی تأثیر می‌گذارد. به عبارت دیگر، "مسئله‌ی زنان" امروز در واقع یک مسئله ساختاری است که بر توسعه‌ی پایدار بلندمدت کشورهای مختلف تأثیر می‌گذارد.

     دوم، توسعه‌ی زنان باعث تحرک مدل اقتصادی و رشد فراگیر می‌شود. اقتصاد جهانی در حال گذار از منطق سرمایه‌ی صنعتی به اقتصاد مبتنی بر دانش و نوآوری است. در این روند، استعدادها، خلاقیت و توانایی همکاری، به مهم‌ترین مزیت‌های رقابتی تبدیل می‌شوند و زنان نصف این منابع با بیشترین پتانسیل هستند که اغلب دست‌کم گرفته می‌شوند. پیشبرد امور زنان در واقع، تزریق نیروی محرکه‌ی قوی به اقتصاد جهانی است.

     سوم، توسعه‌ی زنان به پر کردن شکاف جنسیتی و بهبود حاکمیت فناوری جهانی کمک می‌کند. توسعه‌ی سریع هوش مصنوعی، اقتصاد پلتفرمی، بیوتکنولوژی و غیره، مشکلات نابرابری جنسیتی جدیدی مانند شکاف دیجیتال، تبعیض الگوریتمی، خشونت دیجیتال و غیره را به همراه داشته و غیاب زنان در نظام حاکمیت فناوری جهانی نیز نیازمند تغییر فوری است. پیشبرد توسعه‌ی امور زنان، نه تنها می‌تواند شکاف‌های جنسیتی در حوزه‌ی دیجیتال را کاهش دهد، بلکه قادر است نقش کلیدی زنان را در حاکمیت جهانی فناوری ارتقا بخشد. در حوزه‌ی فناوری و حتی حاکمیت جهانی، معمولاً با مسئله‌ای روبرو هستیم که "چه کسی خطر را تعیین می‌کند و منافع به سوی چه کسی متمایل می‌شود؟". برای ساختن یک نظام حاکمیت جهانی فناوری عادلانه‌تر و منطقی‌تر و "ترغیب به از بین بردن تعصب، تبعیض، خشونت و کلیشه‌ها علیه زنان از منبع فناوری هوشمند"، زنان باید مسئولیت‌های مربوط را بر عهده بگیرند.

     چهارم، توسعه‌ی زنان به ایجاد صلح جهانی کمک می‌کند. زنان نیروی مهمی برای دستیابی به صلح جهانی هستند و پیشرفت امور آنان، امیدی برای صلح به ارمغان می‌آورد. تنها زمانی که امنیت، کرامت و فرصت‌های زنان تضمین شود، جامعه‌ی انسانی توانایی پیشگیری از درگیری‌ها، بازسازی زخم‌ها و بازگرداندن اعتماد را خواهد داشت. سی سال پیش، کنفرانس جهانی زنان در پکن، هدف والا و با ارزش "عمل برای برابری، توسعه و صلح" را تعیین کرد؛ و امروز، بیش از 600 میلیون زن و دختر در جهان، همچنان گرفتار جنگ‌ها و درگیری‌ها هستند.

     بنابراین، هدف از پیشبرد توسعه‌ی امور زنان نیز این است که "بتوانند از نور خوشبختی و آرامش بهره‌مند شوند و از سایه‌های جنگ و آشوب دور بمانند". برای زنان، از طریق زنان صلح نیز برقرار می‌شود.

     دو. ارتباط توسعه‌ی امور زنان با پیشرفت جامعه‌ی بشری

     در «دست‌نوشته‌های فلسفی اقتصادی 1844»، مارکس رابطه بین مردان و زنان را "طبیعی‌ترین رابطه‌ی انسانی" می‌داند و بر اساس آن، درجهٔ تمدن یک جامعه را ارزیابی می‌کند: نحوهٔ برخورد یک نظام با زنان، مستقیماً نشان‌دهندهٔ این است که "ماهیت انسان تا چه حد به واقعیت انسانی تبدیل شده‌است". جامعه‌ای که زنان را به چشم غنائم جنگی یا خدمتکار می‌بیند، بی‌شک جامعه‌ای است که انسانیت در آن تنزل یافته‌است. به عبارت دیگر، میزان برخورد مردان و زنان با یکدیگر به عنوان "انسان"، میزان تحقق ماهیت انسانی در زندگی واقعی را نشان می‌دهد. در کتاب خانواده‌ی مقدس، مارکس با دیدگاه‌های فو لی یه (Fu li ye) موافق است: "تغییرات یک دوره‌ی تاریخی همواره می‌تواند با پیشرفت زنان به سوی آزادی سنجیده شود؛ زیرا دقیقاً در اینجا - در رابطه‌ی زن و مرد، ضعیف و قوی - میزان پیروزی انسانیت بر وحشیگری، به‌وضوح نمایان است. میزان آزادی زنان، معیار طبیعی آزادی عمومی است".

     در عصر جهانی ‌شدن و در روند تاریخی مدرنیزاسیون به سبک چینی، توسعه‌ی کامل زنان به معنای تنوع نقش‌ها یا موفقیت فردی نیست، بلکه به معنای پیشرفت همزمان توانمندی‌ها و کرامت به عنوان یک "انسان" است - برابری واقعی در زمینه‌های زندگی، بدن، عقل، احساسات، خلاقیت و حقوق مشارکت سیاسی به طور مداوم گسترش می‌یابد. بنابراین، توسعه‌ی امور زنان باید در سازوکارهای توسعه‌ی جهانی، امنیت جهانی و ساختن تمدن جهانی گنجانده شود؛ و با در نظر گرفتن رابطه‌ی دیالکتیکی بین نیروی تولید و روابط تولید و همچنین از زاویه‌ی جهانی شدن روزافزون ارتباطات انسانی و تولید، حفاظت از حقوق زنان و از بین بردن تبعیض و نابرابری جنسیتی باید به عنوان کاتالیزور و نیروی ذاتی پیشرفت توسعه‌ی جهانی، امنیت جهانی و تمدن جهانی تلقی شود.

     «کنوانسیون منع تمام انواع تبعیض علیه زنان» که به "منشور بین‌المللی حقوق زنان" معروف است، معاهده‌ی بین‌المللی مهمی در زمینه‌ی حقوق بشر است که در سازمان ملل متحد در سال 1979 تصویب و در 1981 رسماً لازم‌الاجرا شد و تاکنون 189 کشور آن را تأیید کرده‌اند. مفهوم و هدف اصلی این کنوانسیون در سه اصل اساسی منعکس شده‌است: اصل برابری با هدف اطمینان از برخورداری زنان و مردان از حقوق برابر در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و شهروندی؛ اصل عدم تبعیض با هدف رفع هرگونه تبعیض، محرومیت یا محدودیت مبتنی بر جنسیت؛ اصل برابری واقعی با هدف نه تنها دستیابی به برابری قانونی، بلکه تحقق برابری واقعی در عمل.

     با این حال، با وجود اینکه بیش از 190 کشور، تقریباً 1600 قانون برای حمایت از حقوق زنان تصویب، و تعداد فزاینده‌ای از کشورها، برنامه‌های ملی برای ارتقای رفاه زنان تدوین کرده‌اند، جهان همچنان با مشکلات عدم تعادل و ناکافی بودن توسعه‌ی زنان مواجه است. مارکس اشاره کرده‌است: "هر کسی که اندکی با تاریخ آشنایی داشته باشد، ‌می‌داند که بدون آنزیم زنان، انقلاب‌های بزرگ اجتماعی امکان‌پذیر نیستند. میزان پیشرفت اجتماعی را می‌توان دقیقاً با موقعیت اجتماعی زنان سنجید". اهمیت توسعه‌ی امور زنان در این است که مرتب به ما یادآوری می‌کند: برابری و کرامت، حق ویژه‌ی یک گروه خاص نیست، بلکه پیش‌شرط پیشرفت جامعه‌ی انسانی، اصولی غیرقابل واگذاری و تعهداتی است که باید تحقق یابند. جامعه‌ای که بتواند تنوع و نقش فعال زنان را به‌طور واقعی بپذیرد، در عین حال پیچیده‌تر، فراگیرتر و خلاقانه‌تر خواهد بود - و این دقیقاً بنیان‌های عمیق پیشرفت جامعه‌ی انسانی در قرن بیست و یکم است.

     سه. توسعه‌ی امور زنان: جامعه‌ی بین‌المللی چگونه مسئولیت مشترک را بر عهده بگیرد؟

کانت فیلسوف کلاسیک آلمانی، بر این باور بود که مسئولیت، منبع تمام اخلاق است. هر انسانی که از لحاظ اخلاقی ارزشمند باشد، باید مسئولیتی بر عهده بگیرد و هر کسی که مسئولیتی نپذیرد و هیچ تعهدی نداشته باشد، انسان نیست بلکه یک شیء است. همچنین تنها رفتاری که از روی مسئولیت و با انگیزه‌ی مسئولیت انجام شود، دارای ارزش اخلاقی است. در چارچوب نظریه‌های کانت، آنچه ارزش واقعی اخلاقی دارد، اقداماتی است که برای حفظ کرامت انسان انجام می‌شود. از دیدگاه مسئولیت، پیشبرد امور زنان، مستلزم آن است که هر زن، فرد، کشور و همچنین جامعه‌ی بین‌المللی، مسئولیت اخلاقی خود را ایفا کنند؛ انگیزه آنان از مسئولیت نشأت گیرد و هیچ هدف سودجویانه‌ای نداشته باشد، که این با اندیشه‌ی او مبنی بر این که "انسان هدف است" مطابقت دارد. به عبارت دیگر، باید زنان را به عنوان هدف قرار داد و مسئولیت را برای زنان و کرامت انسانی به عهده گرفت، فقط بدین ترتیب است که از بین بردن تبعیض جنسیتی، تضمین فرصت‌ها و مقاومت در برابر رفتارهای آسیب‌رسان، از مشروعیت اخلاقی و قدرت درونی برخوردار خواهد بود.

     در سطح جامعه‌ی بین‌المللی، به‌ طور مشترک مسئولیت پیشبرد توسعه‌ی امور زنان را بر عهده گرفتن، ابتدا به معنای پوشش کامل مسئولیت‌هاست. این مسئولیت‌ها در قوانین، بودجه، فرهنگ و زندگی روزمره‌ی هر فرد منعکس می‌شوند. فرقی نمی‌کند کشور بزرگ باشد یا کوچک، ثروتمند باشد یا فقیر، همه مسئولیت دارند که زنان واقعاً صاحب سرنوشت خود شوند. این امر نیازمند تلاش هر فرد، سازمان و کشور است. علاوه بر این، به‌ طور مشترک مسئولیت بر عهده گرفتن به معنای برابری در مسئولیت‌هاست. برای مثال، همه‌ی کشورهایی که کنوانسیون حذف هرگونه تبعیض علیه زنان را تصویب کرده‌اند، باید به همان اندازه به تعهدات خود پای‌بند باشند و نباید تبعیض کنند، خشونت را تحمل کنند و با بهانه‌ی تفاوت‌های فرهنگی، حقوق زنان را نادیده بگیرند. به اشتراک گذاشتن مسئولیت به این معنا نیست که توانایی‌ها برابر است. به دلیل تفاوت‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، روند دستیابی به برابری جنسیتی در تمام کشورها یکسان نیست و توانایی انجام مسئولیت‌ها نیز متفاوت است. سازمان ملل گزارش خود را منتشر کرد و هشدار داد که طبق روند فعلی تا سال 2030 دستیابی به برابری جنسیتی دشوار خواهد بود و ضعف کلیدی در زمینه‌ی تأمین مالی، نمایندگی سیاسی و اجرای قوانین است. بنابراین، جامعه‌ی جهانی باید همکاری مشترک داشته باشد، به کشورهای در حال توسعه کمک کند، به زنان و دختران در معرض آسیب و بحران‌های انسانی، توجه و آن‌ها را حمایت کند و توسعه‌ی مشترک زنان در سطح جهان را ترویج دهد.

     به عنوان یک کشور بزرگ مسئولیت‌پذیر، چین در پیشبرد امور زنان در سطح جهان، الگویی ارائه کرده‌است: از یک سو، امور زنان را در چارچوب مدرنیزاسیون به سبک چینی وارد کرده و به دستاوردها و تغییرات تاریخی دست یافته‌است؛ از سوی دیگر، به ادامه‌ی عمل به مسئولیت حمایت از امور زنان در سطح جهانی می‌پردازد. برای حمایت بیشتر از توسعه‌ی امور زنان در سراسر جهان، شی جین پینگ در سخنرانی اصلی خود در مراسم افتتاحیه‌ی اجلاس جهانی زنان با جدیت اعلام کرد: «در پنج سال آینده، چین دوباره ده میلیون دلار به آژانس زنان سازمان ملل متحد کمک مالی خواهد کرد؛ صد میلیون دلار برای توسعه‌ی جهانی و بودجه‌ی همکاری جنوب - جنوب اختصاص می‌دهد و با سازمان‌های بین‌المللی برای اجرای پروژه‌های همکاری در زمینه‌ی توسعه‌ی زنان و دختران کار خواهد کرد؛ با اولویت دادن به زنان و دختران به عنوان بهره‌برداران اصلی، 50 هزار زن برای تبادل و آموزش به چین دعوت می‌شوند؛ مرکز "توانمندسازی زنان جهانی" تأسیس خواهد شد و با کشورهای مرتبط و سازمان‌های بین‌المللی همکاری در زمینه‌ی توانمندسازی زنان و توسعه را انجام می‌دهد تا استعدادهای برجسته‌ی زن بیشتری پرورش یابند». این اقدام چهارگانه شامل سرمایه، پروژه، استعدادها و پلتفرم‌ها، سهم منحصر به فردی از چین در توسعه‌ی امور زنان در سطح جهانی خواهد داشت.

                                           منبع: «سایت روزنامه‌ی جوانان چین»، شماره‌ی 5، 2025.

https://www.cnwomen.com.cn/2025/10/17/99746788.html

کد خبر 26036

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 9 =